
چي مي شد اگـــــه به من نگا کني
دست و پاي بستــه ام تو وا کني
چي مي شد با اينهمه رو سيهي
درد بـــي در مـــون مــــن دوا کني
منتظران ظهور
***از دعاي خيرتان ما سوي ايران آمديم***
سر انجام هجده سال پيش پس از نه سال اسارت
با دعاي خير ملت شريف ايران
پا به خاک پاک ميهن
گذاشتيم

سالگرد ورود آزادگان سر افراز به ميهن مقدس
جمهوري اسلامي را گرامي مي داريم
***سجد ه ها بر خاک پاکت مي زنيم***

وصيت
وصيت نامه اي از خون نويسم
بــراي پيکـــر گلگــون نويسم
چو شاهد در ره آن خسرو دين
به اشک ديده ي ميگون نويسم
شاهد جهرمي
عراق الانبار
1364/10/23
قفل معصيت
درتوبه به قفل معصيت ها بسته گشته
دل مذنب زجرم بي حد خود خسته گشته
بيا بشکن تو قفــل معصيت هاي درون را
دل « شاهد » ز گرد بي وفائي شسته گشته
شاهد جهرمي
عراق الانبار
10/20/1364
سوختم اما نه چون شمع طرب در بين جمع
لاله ام کـــز داغ تنهائــي به صحــــرا سوختم

علي اي هماي رحمت

سايه ي لطف خداوند پدر مي باشد
سايه ي لطف خدا بر سرتان باد مدام
ميلاد اميرالمومنين و روز پدر خجسته باد

شعري که تقديم حضورتان شد اسيران آسايشگاه ده ارودوگاه عنبر قاطع 2که دردهم آذر سال 64 سروده شده است. عزيزاني که مي توانند در شناسائي کامل اين اسيران آزاده که قطعا تعدادي از آنان به لقا ءالله پيوسته اند مارا ياري کنند بي صبرانه منتظر نظرات آنان مي با شم .شاهد جهرمي
«تقديم به دريادلان شکست نا پذير»
ببين شيران آسايشگه ده
نهاده جانشان برکف دراين ره
به دفتر مي نگارم نام ياران
که هستند عاشق پير جماران
بترتيب مي نگارم نام هر يک
که گشته جايشان بال ملائک
بنازم قوه ي ادراک «کاشي»
«سيليماني نژاد» پاينده باشي
«محمد » شد ولي حق تعالي
ببين «معصوم » ما باروح والا
تو«مسعودي» بحق آل اطهار
خدا حفظت کند از شراشرار
«علي»راضي به اعمال خداوند
«حسن»گشته مَلک درجمع دربند
درون صدرمجلس جاي«صدري»
«شبان »در جمع ما مانند بدري
«حسين»حق جوبود درجمع ياران
دل«صادق » صفا دارد چو باران
«اميدصالحي»چون مهر رخشان
چو«خرم دل»نشسته شاد وخندان
« ابوذ ر» قهرمان منزل ما
چو«بيگي »گشته شمع محفل ما
«غلام جوزيان» از غم گسسته
خدايا« سيد کريم »دل بر تو بسته
ز«کافي» صامت مجلس چه گويم
«ذبيح » حق برايت مي سرايم
ز«مهدي» بشنوي آواي قرآن
«حسين پوررضا» با شوروايمان
«حسن کاغذ گران»حقا گراني
«ابوالفضلا» چراغ بزم مائي
«صفائي» ده به بزمم حامي ما
چو«اکبرعسکري» شد ساقي ما
«اسدزاده»زاشعارت بيا خوان
الا «هاشم » بيا يکدم دعا خوان
«جليل» از عاشقان کربلا شد
«حسين »با فکرخيرش بي بلا شد
چو«صيادي دل ما صيد کرده
«حسيني» جان ما در قيد کرده
«خضر تنها رود درعمق دريا
برو«مستخدمي » درعرش اعلا
يقين عاشق شوي چون«صالحي»تو
چو« بخشيوند » ماه عالمي تو
روم اي«مصطفي»هردم براهت
شوم «عباس خواجه» خاک پايت
بيا «ناصر »مرانصرت عطاکن
«رضائي»شير مجلس را صداکن
« حسين جعفري » ما راخبرکن
چو«عاشور»از ديارخود سفر کن
ز«عباس سعادت» قصه گويم
ز«ابراهيم جوهر» غنچه بويم
«مرادي»تو«مجيد»بزم مائي
«کريم شاهي» توهم برعزم مائي
ببين در محفل ما ياسمن بو
« مجيدي »دائما تو بذله ها گو
«رضا گشتاسب»خدا يارت هميشه
«ابوئي » بلبل گلزار گشته
دل«عـزت » بود مانند دريا
صفائي ده براين ياران شيدا
«جهانپور»است نام «ميثم»ما
که «اسماعيل»بُوَد ازنسل زهرا
«حميد اصغري» جانت سلامت
«کشاورزا» توئي در قلب امت
سلامم برتو که «عبد الرحيمي»
«مجيد ِکارگر» ي ونور عيني
ز«جعفر جعفري» هم باز گويم
براي جمعتان يک راز گويم
همه هستيد معين رهبر خود
رهش گلگون کنيد با پيکر خود
زجان ومال وفرزندان گسستيد
به گِرد خوان وحدت عهد بستيد
خداوند،يارتان پروانه گانيد
به گرد شمع سوزان زمانيد
کنون دست دعا از جان برآريد
خطا گر کرده ام عفوم نمائيد
براي جان رهبر خود دعا کن
بوقت نيمه شب حق را صدا کن
حقيقا خاک پاي هر اسيرم
غلام نو جوان تا شخص پيرم
الهي شاهد ما توبه کار است
ميان عاشقان جانثار است
شاهد جهرمي
عراق الانبار
آسايشگاه ده
سروده شده 10/10/1364
آتش عشقت شرر مي زد به جان
در فراقت گريـه مي کردم نهان
(هيچکس تنهائيم را حس نکرد)
جز ولي عصر ما صاحب زمان
شاهد جهرمي

ميلاد دختر
نبوت
همسر
ولايت
ومادر
امامت
فرخنده باد





مه پاره
ترا مي بوسم اي مه پاره ي من
فدايت پيکر صد پاره ي من
به خاک غم نشستم از غم تو
پر از خون شد دل بيچاره ي من
شاهد جهرمي 19/3/87
خواهي نخواهي
تو در پيش مني خواهي نخواهي
گلــي در گلشني خواهي نخواهي
دو بيتـي هـاي من تقـديـم تـو باد
گل يــا سمنـي خواهي نخواهي
شاهد جهرمي 19/3/1387
بستر ياس
تورا در بستري از ياس ديدم
ميــان واژه ي احساس ديدم
روان از ديده گانت گوهراشک
به روي گونه ات الماس ديدم
شاهد جهرمي 20/3/87
نام: | |
ايميل: | |